پنجاه سال پس از آخرین پروندهای که آگاتا کریستی برای دوشیزه جین مارپل نوشت، این پیرزن باهوش و ظاهراً بیآزار دوباره به صحنه جرم برگشته است؛ اینبار نه در یک روستای انگلیسی، بلکه در هتلی مجلل در ارتفاعات آلپ سوئیس.
همشهری آنلاین: لوسی فولی، نویسنده «مهمانی شکار» و «فهرست مهمانان»، مأموریت غیرمعمول احیای یکی از محبوبترین کارآگاههای ادبیات جنایی را پذیرفته؛ مأموریتی که خودش آن را ترکیبی از افتخار و وحشت میداند. فولی برای نوشتن نخستین رمان کامل و رسمیِ جدید درباره مارپل، ابتدا به مادربزرگ خودش فکر کرد؛ زنی که بهگفته او شباهت عجیبی به مارپل داشت: بافنده و باغبان، تیزهوش، متخصص حل جدولهای دشوار و، مهمتر از همه، بسیار ماهر در خواندن آدمها.
به گزارش گاردین، مارپل نخستینبار در داستان کوتاه «باشگاه سهشنبهشب» در سال ۱۹۲۷ ظاهر شد و سه سال بعد، با رمان «قتل در خانه کشیش»، وارد دنیای رمان شد. او سرانجام در ۱۲ رمان و ۲۰ داستان کوتاه کریستی حضور پیدا کرد. اما فولی با یک مشکل بزرگ روبهرو بود: چطور میشود شخصیت آگاتا کریستی را ادامه داد، بدون اینکه صرفاً صدای کریستی را تقلید کرد؟ پاسخ خودش روشن بود: قرار نیست کریستیِ دوم باشد. او میخواست کتابش با آثار کریستی وارد گفتوگو شود، اما هویت خودش را هم حفظ کند.
از «قتل در قطار سریعالسیر شرق» تا جدول بزرگ مادربزرگ
فولی میگوید اولین رمان بزرگسالانهای که حدود ۱۲ یا ۱۳ سالگی خواند، «قتل در قطار سریعالسیر شرق» بود؛ انتخابی که از همان ابتدا او را شیفته سازوکار معمای جنایی کرد: پیدا کردن سرنخها، گول نخوردن از ردپاهای جعلی و تلاش برای رسیدن به قاتل پیش از افشای نهایی. حتی یک نگرانی کودکانه هم داشت: اگر این نویسنده فوقالعاده دیگر کتابی نداشته باشد چه؟ خوشبختانه داشت!
فولی بعدها بیشتر به دنیای پوآرو و مکانهای پرزرقوبرق داستانهای او علاقهمند شد؛ از ریوییرای فرانسه و مصر گرفته تا جزایر یونان و دولومیت. به همین دلیل، دنیای نسبتاً محدود روستایی مارپل در کودکی برایش کوچکتر به نظر میرسید. اما با خواندن دوباره کتابها در بزرگسالی، نکته مهمتری را کشف کرد: مارپل دقیقاً به این دلیل کارآگاه بزرگی است که دیگران او را جدی نمیگیرند.
از نگاه فولی، نبوغ کریستی در این بود که یک «پیرزن مجرد» را به کارآگاه اصلی تبدیل کرد؛ زنی که جامعه آن زمان ممکن بود او را نادیده بگیرد، اما همین نامرئیبودن به سلاح او تبدیل شد. مارپل لازم نیست وارد اتاق شود و همه را تحت تأثیر قرار دهد. او گوش میدهد، نگاه میکند، آدمها را میسنجد و اجازه میدهد دیگران تصور کنند از او باهوشترند. حتی «شمّ زنانه» که زمانی در محافل داستاننویسی جنایی موضوعی بحثبرانگیز بود، در حل معماهای مارپل نقش اساسی دارد: سرنخ فیزیکی وجود دارد، اما چیزی که سرانجام معما را حل میکند، شناخت عمیق او از رفتار انسانهاست. و البته مارپل یک ویژگی دیگر هم دارد که فولی دوستش دارد: خودشیفته نیست. او کاملاً میداند دیگران او را چگونه میبینند و گاهی حتی عمداً همان تصویر «پیرزن بیآزار» را بازی میکند. تا وقتی که ناگهان جنبه تاریک و غافلگیرکنندهاش را نشان بدهد.
چرا اینبار آلپ؟
نقطه شروع فولی برای رمان تازه، یک کشف جالب در تحقیقاتش بود: «مرگ بر روی نیل» در ابتدا قرار بوده داستانی درباره مارپل باشد. همین ایده به فولی اجازه داد چیزی را که همیشه در کتابهای پوآرو دوست داشته، وارد دنیای مارپل کند: مکانهای سینمایی و مجلل. پس مارپل را از روستای انگلیسی بیرون کشید و به آلپ سوئیس فرستاد؛ به هتل مجلل Grand Alpine Hotel، جایی با منظرههای کوهستانی باشکوه و دسترسی اختصاصی به دامنههای پوشیده از برف. عنوان رمان هم همین است: «قتل در هتل گرند آلپاین». یعنی بهجای چای عصرانه در روستا، این بار مارپل باید میان برف، اسکی و یک هتل لوکس دنبال قاتل بگردد.
فولی برای اینکه داستان فقط تکرار فرمول قدیمی کریستی نباشد، از چند راویِ اولشخص استفاده کرده است. این انتخاب یک کارکرد هوشمندانه دارد: خواننده مارپل را نه مستقیماً، بلکه از نگاه آدمهای دیگر میبیند؛ کسانی که ممکن است او را دستکم بگیرند، تحسین کنند یا حتی از او بترسند. در واقع، مارپل همان کاری را با شخصیتهای داستان میکند که با مظنونان پروندههای قبلی میکرد: میگذارد آنها فکر کنند او را فهمیدهاند.
فولی همچنین میخواهد رمان جدید فقط یک بازی نوستالژیک با شخصیت کریستی نباشد. او به مسئلهای اشاره میکند که بهنظرش از زمان کریستی تا امروز چندان تغییر نکرده: ترس جامعه از پیرشدن و نادیدهگرفتن سالمندان. مارپل، که ظاهراً نماد همین «نامرئیشدن» است، در رمان تازه دوباره نشان میدهد که نادیده گرفته شدن الزاماً نقطه ضعف نیست؛ گاهی بهترین موقعیت برای دیدن چیزهایی است که دیگران نمیبینند. فولی همچنین از حضور «خودشیفتگیهای سمی مردانه» در فرهنگ و سیاست امروز حرف میزند؛ آدمهایی که سعی میکنند گذشته را مطابق منافع خود بازنویسی کنند یا خطاهای قدیمیشان را ناپدید کنند. و اینجاست که مارپل وارد قلمرو محبوب کریستی میشود: جایی که گذشته بالاخره یقه آدمهای شرور را میگیرد.
پنجاه سال پس از «قتل خوابآور»، مارپل دوباره برگشته است؛ اینبار با امضای نویسندهای دیگر، اما با همان توانایی قدیمی برای لبخند زدن، گوش دادن و گذاشتنِ تکههای پازل کنار هم. و البته، همانطور که فولی از کریستی آموخته، در دنیای مارپل یک قانون پابرجاست: شر شاید مدتی فرار کند، اما دیر یا زود گذشته به سراغش میآید.
کد خبر 1070764 منبع: همشهری آنلاین
-
«حاکمان ذهن»؛ چه کسی رفتار و انتخابهای ما را پیشبینی میکند؟
-
خانم مارپل به آلپ میرود؛ بازگشت پیرزنِ زیرک به صحنه جنایت
-
از ۸ صبح سر کار + اینفوگرافیک
-
تصاویری از رفتارهای خارج از شئونات اخلاقی در ساحل مجاور یک هتل در نوشهر + ویدئو | ورود دادستانی به حواشی آراز کاپ | ماجرا چه بود؟
-
عربستان در تله یمن + اینفوگرافیک
-
شماره ۱۲۹ روزنامه «از پیروزی بگو» | هشدار از هرمز تا اقیانوس هند
-
رکورد تاریخی سوخت در اروپا؛ فرانسه پیشتاز گرانی
-
کار «بیرو به کمیسیون اعصاب و روان کشید»! + ویدئو
-
وقتی دوربینهای سینمایی وارد گوشیهای موبایل میشوند
-
نگهداری گیاه پتوس در منزل ؛ برای رشد گل پتوس چی خوبه؟
-
احتمال رویارویی مستقیم نظامی ایران و انصارالله با اسرائیل؟ | نگرانی شدید تلآویو از گسترش درگیری ها
-
۲ پرسپولیسی دستیار قلعه نویی شدند؛ بازگشت چهره خبرساز به تیم ملی
-
درخواست رسمی بیرانوند قبل از اعزام؛ مشکل اعصاب و روان دارم و خالکوبی هم کردم
-
گزینه آخر آمریکا برای شکست انصارالله: حمله زمینی! | ترامپ درمورد ایران چارهای جز عقبنشینی نخواهد داشت
-
اولین تصویر از قاتل ۵ عضو یک خانواده در محله سیمونبولیوار | برادر بزرگم اشتباهی کشته شد!
-
تصاویر رنگی و جالب از کره شمالی در ۵۰ سال پیش
-
اعلام محرومیت خداداد عزیزی، حتی از ورود به سواحل!
-
تکرار اقدامات ترکیه علیه ایران؛ خوشرقصی آنکارا برای آمریکا نباید بیپاسخ بماند
-
باورکردنی نیست اما این مسلسلها و توپها و تجهیزات نظامی در جنگ واقعی نیستند! + تصاویر